برنامه قندون – حکایت خویشتن را زمان دادن

قسمت سی و نه

ابوحازم مکّی به قصّابی گذر کرد که گوشت فربه داشت. قصّاب گفت: از این گوشت بستان!
گفت: سیم ندارم.
گفت: ترا زمان دهم.
گفت: من خویشتن را زمان دهم نیکوتر از آنکه تو مرا زمان دهی و من خود را آراسته گردانم.
قصّاب گفت: لاجرم استخوانهای پهلوت پدید آمده است.
گفت: کرمهای گور را هم این بس بُوَد.

درباره نویسنده

شما ممکن است علاقه مند باشید به

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *