برنامه قندون – حکایتی در موضوع اختلاط نکردن با فقرا و درویشان

قسمت سی و هشت

شیخ گفت که وقتی به شهری از شهرهای شام برسیدم و شبانه در مسجد بودم و در آن مسجد جز من کسی دیگر نبود الا بیماری که علت شکم داشت و رنگ زردی در همسایه مسجد خانه داشت و آن شب اتفاق دزد به خانه وی رفت و جامه ای چند ببرد. روز دیگر تفحص می کردند به مسجد آمدند و از آن بیمار سوال کردند که دوش درین مسجد که خفته بود.

بیمار گفت: من بودم و آن غریب. بیامدند و مرا بگرفتند و به سرای شحنه بردند و پای من برکشیدند و چوبی چند بزدند و من طریق تسلیم پیش گرفتم و سکوت کار فرمودم. بعد از آن مرا به دکان رنگ رز بردند و اثر پای دزد بر خاک پیدا بود. به من گفتند: تو قدم بر آنجا نه. من قدم بر آنجا نهادم، همانا که قالب پای من بود. ایشان را غلبه ظن زیادت شد که من دزدم. عزم آن کردند که دست من ببرند و روغن زیتون بیاورند و پیش من بر سر آتش نهادند و پادشاه و خلق بسیار حاضر شدند و من مراجعت با سر خود کردم و او را ساکن یافتم و در خاطر من می گذشت که بگویم که اگر البته دست بخواهید برید، باری دست چپ ببرید تا از حدیث و تفسیر نوشتن باز نمانم. بعد از آن پادشاه روی به من کرد و تهدیدی و تخویفی تمام بکرد. من نگاه کردم و او را بشناختم و او وقتی غلام پدر من بود و سخن به تازی به من می گفت و من به پارسی با وی می گفتم و او نیز به تردد در من نگاه کرد و مرا باز شناخت و گفت: ای غریب! تونه ابوالحسین پسر خفیف؟ گفتم: بلی من ابوالحسینی پسر خفیف و تبسمی بکردم و پدر مرا در کودکی ابوالحسین نام نهاده بود.

چون پادشاه مرا باز شناخت برخاست و در پای من افتاد و بگریست و از من عذرها خواست و بسی شفاعت کرد که تا از وی چیزی قبول کنم و نکردم. پس من از آن موضع برخاستم و همه اندام من مجروح و خون آلود گشته بود. پس پیرزنی اشارت به من کرد که درین خانه من ساعتی بیا تا این جامه های تو بشویم و نمازی بکنم به خانه وی شدم و جامه و تن من بشست، پس از آنجا بیرون آمدم و پیش یکی از مشایخ شام شدم و قصّه خود با وی بگفتم.

گفت: این جزای آنست که تنها رَوی می کنی و با فقرا و درویشان اختلاط و مجالست نمی کنی و از ایشان مفارقت می جویی، پس از آن تنها روی نکردم و مجالست و مخالطت با فقرا اختیار کردم و صحبت ایشان به غنیمت شمردم. سبحان آن خدایی که هر که بر درگاه وی مخلص تر او را بلا بیش تر و هر که متقی تر عقوبت وی زیادت تر.

درباره نویسنده

شما ممکن است علاقه مند باشید به

نظرتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *